صفحه نخست تماس با ما RSS 2.0

درباره ما

به وب سايت الگوي مصرف خوش آمديد . براي شما لحظات خوبي را آرزو ميكنم . بنده رضا عبدالملكي ، دانشجوي رشته كامپيوتر از دانشكده فني دورود هستم . ما را از نظرات گرم خود محروم نكنيد . با سپاس .

مدير سايت :رضا عبدالملكي
 

آمار سايت

بازديد : 157216
كل مطالب : 612
كل نظرات : 21
بروز رساني: دوشنبه 24 فروردین 1394 
» کاربر: Admin

اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن ! به مدير وبلاگ ايميل بزنيد ! ذخيره كردن صفحه! اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها! لينک RSS

site map site map ror html site map
Add to Technorati

طراح قالب و سرور وبلاگ

 

شتر مرگ ، جهانی است

   

نويسنده: رضا عبدالملکی

زمانی كه قرار است مراسم عزاداری و تدفین كسی برگزار شود، ناگهان تمام دنیا یكرنگ می‌شود. مهم نیست عزادار ایرانی است یا اروپایی.
مهم نیست ساكن سرزمین چشم بادامی‌هاست یا در قاره‌ای به گستردگی آمریكا زندگی می‌كند. مهم این است كه همه عزاداران در تمام نقاط جغرافیایی زمین، با از دست دادن یكی از وابستگان خود، می‌خواهند به هر شكل ممكن، احترام و علاقه خود را به متوفی نشان دهند.
بررسی آمارها نشان می‌دهد برگزاری یك مراسم تدفین، یكی از ۴ هزینه بسیار گران در زندگی ساكنان كشور آمریكا به شمار می‌رود؛ به‌گونه‌ای كه اگر عزاداران علاقه‌مند باشند یك مراسم مذهبی سنتی برگزار كنند، ممكن است مجبور به پرداخت بیش از ۱۵ هزار دلار شوند. به ویژه آنكه بسیاری باور دارند حجم هزینه‌ای كه در یك مراسم عزاداری انجام می‌شود، نشانگر میزان علاقه فرزندان و وابستگان متوفی به وی است. در نتیجه بسیاری از متصدیان كفن و دفن و غسالخانه‌ها در آمریكا، بیشتر وقت‌ها علاقه‌ای ندارند به وابستگان متوفی اعلام كنند كه می‌توانند مراسمی معقول را با هزینه كردن كمتر از ۲ هزار و ۵۰۰ دلار برگزار كنند، هرچند برخی از این مراكز برای برگزاری «مراسم تدفین ارزان: كمتر از
● ۲ هزار دلار» تبلیغ می‌كنند.
بررسی آماری نشریه «یواس‌ای تودی» نشان می‌دهد، آمریكایی‌ها متناسب با منطقه جغرافیایی خود، هزینه‌های مختلفی را برای آخرین مراسم زندگی نزدیكان خود پرداخت می‌كنند؛ به گونه‌ای كه محدوده قیمت‌ها از ۱۱ تا ۳۶ هزار دلار متغیر است كه سبب می‌شود ساكنان این كشور به فكر گذراندن آخرین ماه‌های عمر خود در ایالت‌هایی مشخص باشند تا بخشی از بار هزینه‌های برگزاری مراسم خاكسپاری و تدفین خود را از دوش بازماندگان بردارند، هرچند در یك تقسیم‌بندی كلی، ساكنان آمریكا می‌توانند یك مراسم سنتی یا مراسمی شخصی و خصوصی برای تدفین وابستگان خود انتخاب كنند. برگزاری مراسم‌هایی بسیار كم هزینه، مرده‌سوزی و دریاسپاری نیز از دیگر روش‌هایی است كه می‌تواند بخشی از بار مالی مراسم تدفین را كم كند.
● برگزاری یك مراسم سنتی
براساس تعریف «كمیته معاملات فدرال»، تابوت و آرامگاه بخش‌های ثابت برگزاری یك مراسم سنتی تدفین هستند كه تامین آنها حدود ۶ هزار دلار هزینه دارد. هزینه‌های اضافی مانند خرید گل، آگهی‌های ترحیم، كارت‌های دعوت یا خودروهای ویژه مانند لیموزین نیز می‌تواند هزاران دلار به این مبلغ اضافه كند، هرچند میزان این هزینه‌ها نیز متناسب با مناطق مختلف این كشور متفاوت است و به مسائل فرهنگی و منطقه‌ای ربط مستقیم دارد.
بسیاری از شركت‌های ارائه‌دهنده خدمات مراسم تدفین و عزاداری، به تنهایی حدود ۱۰ هزار دلار برای اداره مراسم دریافت می‌كنند كه باید هزینه‌های مستقل تدفین را نیز به آن اضافه كرد. این هزینه‌ها شامل شست‌وشو و آماده‌كردن متوفی، از جمله آرایش و پوشاندن لباس به وی می‌شود. اجاره غسالخانه‌ برای برگزاری مراسم‌های ویژه آیین مسیحیت از جمله سركشی و آخرین دیدار بازماندگان با متوفی، اجاره خودرو برای انتقال تابوت از غسالخانه‌ به گورستان و خرید یا اجاره تابوت، سنگ آرامگاه و دیگر كالاهای مورد نیاز نیز باید به این رقم اضافه شوند. به طور معمول، هزینه خدمات حرفه‌ای و اداری شركت‌ها از یك هزار و ۶۵۰ دلار تا یك هزار و ۸۰۰ دلار متغیر است كه برگزاری مراسم «آخرین دیدار با متوفی» را با حضور كاركنان شركت‌های خدماتی با آرایش و لباس ویژه شامل می‌شود. استفاده از تاسیسات و تجهیزات مورد نیاز نیز دست كم ۸۵۰ تا یك هزار دلار هزینه دارد كه شامل استفاده از اتاق آماده سازی، اتاق مراسم ویژه و اتاق پذیرایی یا كلیسا می‌شود. هزینه‌های حمل و نقل در كل مراسم تدفین حداقل ۴۵۰ تا ۵۰۰ دلار اعلام شده است كه با پرداخت آن می‌توان خودروهای مورد نیاز را برای رفت و آمد در مسیر خاكسپاری تهیه كرد، هرچند این مبلغ نیز متناسب با نوع خودرو از جمله استفاده از لیموزین‌های ویژه و خودروهای ویژه خانواده درجه یك متوفی متغیر است. خرید تابوت، قبر و نشانگر موقت مزار نیز حدود ۲ هزار و ۵۴۵ دلار هزینه خواهد داشت كه باید حدود یك هزار و ۹۵۰ دلار دیگر برای خرید گل، آرامگاه ویژه، آگهی‌های ترحیم، صدور گواهی فوت، حق‌الوكاله و سنگ قبر به آن اضافه كرد. البته می‌توان به جای خرید تابوت، از گزینه اجاره آنها نیز استفاده كرد كه باز سطوح قیمتی متفاوتی را پیش‌رو قرار می‌دهد؛ به‌گونه‌ای كه قیمت‌های آن بین یك هزار تا ۱۰ هزار دلار، متناسب با تهیه آن از فایبرگلاس، چوب یا فلز متفاوت خواهد بود.

 

تورم و بیکاری ویروس خانواده‌ها

   

نويسنده: رضا عبدالملکی

دکتر شاهین شایان‌آرانی اغلب در مباحث بازار بورس و سرمایه اظهارنظر می‌کند اما این تمام دانش وی نیست چراکه وی خود را یک صاحب‌نظر در عرصهء ورزشی نیز می‌داند. شایان‌آرانی با توجه به مدیریت و سوابق خود در عرصه‌های اقتصادی داخل و خارج از کشور، در مورد وضعیت فعلی اقتصاد ایران و خانوارها معتقد است، بزرگ‌ترین عامل تورم و بیکاری و بزرگ‌ترین ضعف در بعد اجرایی و عملیاتی کردن قوانین و مباحث تئوریک است. او اکنون رییس هیات‌مدیرهء شرکت مهندسی مالی بین‌المللی هدی است. با او دربارهء مسایل اقتصاد خانواده در شرایط کنونی گفت‌وگو کرده‌ایم.
▪ با توجه به این‌که سیاست‌های کلان اقتصادی در نهایت به اقتصاد فرد بازمی‌گردد وپیامدهای آن به تبع دامنگیر خانواده‌ها می‌شود شما در شرایط کنونی بیش‌تر آسیب‌های اقتصادی به خانواده‌ها را در کدام سطح می‌بینید؟
ـ به هر حال اقتصاد خانواده تحت‌تاثیر اقتصاد کلان کشور است یعنی اقتصاد کلان هر وضعیتی داشته باشد بخشی از تبعات آن به خانواده بازمی‌گردد. در شرایط کنونی اقتصاد ایران، اولین مساله‌ای که دامنگیر خانواده‌ها شده و نیازمند مدیریت اصولی است، موضوع تورم است. تورم در کشور ما در چند سال اخیر از رقم‌های بسیار بالا به نرخ ۱۰ الی ۱۵ درصدی رسیده و همین جا هم متوقف شده است البته این نرخ تورم طبیعی نیست چرا که تورم منطقی حدود دو الی سه درصد است.
ما متاسفانه در این هفت،هشت سال گذشته نتوانسته‌ایم تورم را یک رقمی کنیم. تورم عوامل مختلفی دارد که باید یکی از دلایل آن را در سیاست‌های غیرمعقول بودجه‌ای و مالی کشور جست‌وجو کرد. زمانی که بودجهء دولت به شدت متورم می‌شود خود می‌تواند تورم ایجاد کند. نقدینگی زیاد در جامعه، اقتصاد فعال زیرزمینی، اقتصاد غیرپویا و بدون افزایش افزوده و ... از عوامل و ریشه‌های تورم هستند که تبعات منفی آن مستقیما به اقتصاد خانواده باز می‌گردد. باید به این مساله توجه کرد که خانوار به طور معمولی یک درآمدی دارد که این درآمد باید به مصارف خانوادگی همچون پوشاک، مسکن، بیمه، تحصیل، تفریح و... برسد اما زمانی که تورم بالا باشد آن‌ها با کاهش قدرت خرید مواجه می‌شوند، از سویی دیگر نیاز است که با افزایش درآمد بتوان کمبودها را به نوعی جبران کرد که متاسفانه درآمدها نسبت به تورم یا بالاتر از تورم رشد نکرده است. هنگامی که قدرت خرید کاهش می‌یابد کیفیت زندگی هم دچار افت خواهد شد.
مسالهء مهم دیگری که نیاز است به آن اشاره شود بیکاری است که از حد معقول فراتر است. نرخ بیکاری در کشورهای دیگر پنج الی شش درصد است اما در ایران این رقم از عدد ۱۵ و ۱۶ درصد تجاوز کرده است. با حضور یک جوان بیکار در خانواده ادامهء تحصیل وی، ازدواج و... بامشکل جدی مواجه می‌شود، به نظر بنده این دو عامل کلیدی به شدت اقتصاد خانواده‌ها را در مخاطره قرار داده است.
▪ با توجه به توضیح شما در مورد بیکاری و تورم، حال این سوال مطرح است که خانواده‌ها با چه سازوکاری می‌توانند تبعات منفی این دو عامل را در زندگی خود کاهش دهند؟

 

پول هایی برای خرج نکردن

   

نويسنده: رضا عبدالملکی

دنیا با تمام بزرگی اش خیلی کوچک است و فردا با همه تصوری که از دور بودنش وجود دارد خیلی نزدیک و امروز به قدری زود و سریع تبدیل به دیروز می شود و مثل یک برگ خشک از درخت عمر پایین می افتد که باور کردنی نیست. زمین با سرعت دور خورشید می چرخد و موهای سپید توی آینه به سختی روزی را به یاد می آورند که سیاه سیاه بوده اند، سیاه به رنگ زغال!
بهتر است تقصیر را به گردن گردش زمین بیندازیم که آنقدر بی ملاحظه چرخید که عصر یک سفره بودن و از یک قرص نان خوردن گذشت و انسان ها رو به تمدن نهادند و کالاهای خود را با کالای همسایه و همشهری و ناهمسایه و ناهمشهری مبادله کردند و گاه این میان سر همدیگر را به کلاهی گرم و پشمی پوشاندند و گاه مصلحت دیدن کلاه را تا روی چشمانشان پایین بکشند و مجبور نشود به مردمک چشمان بی گناه و بی حیله دیگری نگاه کنند و باز هم بهتر است به گناهان این دیوار کوتاه اضافه کنیم که چرخید و چرخید تا کالاهای مبادله گر تبدیل شدند به سکه و پول هر آنچه که امروز حتی برای نفس کشیدن به آن نیازمندیم.
● دنیا را با دو چشم ببین!
شاید سالیان سال خود را به کوچه نامربوط زدن و دیدن با یک چشم فکر را خسته کرد. فکری که عادت داشت و باید دنیا را با هر دو چشم می دید تا تعادل نگاهش بهم نخورد و الا کلنگ فکر یک پا در زمین و یک پا در هوا باقی نماند. عصر یک چشمی دیدن دنیا و خواندن انشای «علم بهتر است یا ثروت» پای تخته سیاه و کنار قامت گچی معلم خسته تمام شد و امروز با وجود دانشگاه های آزاد و غیرانتفاعی پشت در ماندن استعدادهای در آرزومانده دانشگاه و جواب رد شنیدن بسیاری از مجنون های جیب خالی که بر در خانه لیلی نشسته بودند به انتظار بله و همچنین تنها ماندن بسیاری از لیلی ها به علت خالی بودن جیب و همچنین انصراف بسیاری از دانشجویان رشته های هنری که زیر فشار خرج و مخارج خرید دوربین و فیلم و بوم و راپیدهای ۳۰ ، ۴۰ هزارتومانی کم دو تا کرده بودند ثابت کرد - بیش از پیش که - هم پول و هم علم هر دو لازمه یک زندگی متعادلند در جغرافیایی که هم روح نادیدنی حق زندگی دارد و هم جسم دیدنی!
● پول هایی برای خرج نکردن
آدم پولداری هستید یا آدم پولداری نیستید سؤال این نیست بلکه سؤال این است که چقدر ته جیب هایتان پول هایی دارید که داشتن آنها دلیلی برای خرج شدنشان نیست و در واقع این پول های ته جیب مانده پول هایی هستند که برای خرج نکردن، پول های برای روز مبادا برای فردایی که حتماً می آید!
شاهین ۲۷ ساله کارمند می گوید: مگر به کارمند جماعت چقدر حقوق می دهند که پس انداز هم بشود. من اگر آخر ماه پول کم نیاورم کلاهم را بالا می اندازم و خوشحالی می کنم. او که ماهی متوسط ۲۳۰ هزار تومان دریافتی دارد و تشکیل خانواده نداده و محل سکونتش هم خانه پدری است درباره خرج و مخارجش می گوید: یک دست لباس و خرج رفت و آمد و پول سیگار و اگر پیش بیاید خریدن هدیه ای برای یک دوست و جمع شدن هفتگی دوستان و رفتن به سینمایی که ۱۲۰۰ تومان بلیتش می شود چیزی از این حقوق بخور و نمیر باقی نمی گذارد.
اما پیمان ۲۹ ساله و کارمند با حقوق ۲۸۰ هزار تومان توانسته آنقدر پس انداز کند که از بانک مسکن ۱۸ میلیون تومان وام بگیرد و خانه ای دست و پا کند. پیمان درباره نحوه پس اندازش می گوید: جوان ها خرج های الکی بسیاری دارند مثلاً چرا باید هر هفته لباسی تازه خرید، چرا باید با تاکسی رفت و آمد کرد وقتی می توان به راحتی با اتوبوس به محل کار یا هر جای دیگر رفت. به نظر پیمان اصلاً لزومی ندارد هر هفته با دوستان دور هم جمع شد و جوجه کباب و پیتزا سفارش داد. به او می گویم پس لذت زندگی چه می شود و پیمان درباره لذت های زندگی اش می گوید: دیدن فوتبال، خریدن روزنامه، خوردن ناهارهای لذیذ خانگی، خواب و فکر کردن به اینکه پس از چند سال کارکردن بالاخره سقفی هست که از بارش باران و آفتاب در امان بمانی!
هلیا هزاران هزار بار از صحبت کردن بیش از حد توبه می کند و باز هم بی اراده توبه خود را می شکند. او که فارغ التحصیل زبان انگلیسی است و مترجم زبان در یک شرکت واردکننده کالا که حقوق خوبی هم در آخر هر ماه به حسابش واریز می شود درباره پس انداز می گوید: حقیقت تلخ این است که می توانم پس انداز کنم و نمی کنم. حتی اگر مقداری پس انداز داشته باشم در برابر آن مقداری که می توانست باشد بسیار کم است.
هلیا که ۲۵ سال سن دارد درباره نحوه به اتمام رسیدن حقوقش می گوید:اول از همه تلفن است که هر ماه به خودم می گویم نباید این همه پول بی زبان را به خاطر حرف زدن های بی خود که نزدنشان حتی بهتر است به مخابرات بدهم او در ادامه می گوید: ماه پیش نزدیک به ۴۰ هزار تومان تنها پول sms دادم و با اینکه قبض موبایل را خودم از جیب خودم پرداخت کردم اما پای باجه بانک داشتم از خجالت خودم به زیرزمین می رفتم اما ر.ج مادر دو پسربچه ۴ و ۷ ساله درباره پس انداز پول نظرات متفاوت تری نسبت به هم نسلان مجردش دارد. این خانم ۳۵ ساله که ماهی روی هم رفته ۳۵۰ هزار تومان درآمد دارد گفت: خرید لباس، خرید مواد غذایی، خرج رفت و آمد، پول آب و برق و گاز، اجاره خانه و ... را همه از حقوق دریافتی خودم پرداخت می کنم اما هنوز چیزی باقی می ماند برای پس انداز کردن و روز مبادا رو کردن!
او می گوید: اگر ۳۶۰ تومان حقوق بگیرم فکر می کنم ۳۴۰ تومان حقوق گرفته ام و اصلاً به ۲۰ تومان باقیمانده فکر هم نمی کنم؛ حتی اگر تا سرحد مرگ و زندگی به آن احتیاج داشته باشم.